آزمودن
هر روز بهتر و بهتر می شوم :)
Every night 🤍
Are you hear?
Are you here?
Every night i feel you dear ... 🕯
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ ساعت
10:41 AM
توسط آزمودن |
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
پیوندهای روزانه
تقويم مبدل
عكس1
عكس0
رنگ
دانشنامه چاپ و تبليغات
گرته
دکمه.
تقويم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشتههای پیشین
بهمن ۱۴۰۴
دی ۱۴۰۴
آذر ۱۴۰۴
شهریور ۱۴۰۴
مرداد ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۴
اردیبهشت ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
دی ۱۴۰۳
آذر ۱۴۰۳
مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
تیر ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
اسفند ۱۴۰۲
بهمن ۱۴۰۲
دی ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
مهر ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اردیبهشت ۱۴۰۲
فروردین ۱۴۰۲
بهمن ۱۴۰۱
شهریور ۱۴۰۱
مرداد ۱۴۰۱
مهر ۱۴۰۰
تیر ۱۴۰۰
خرداد ۱۴۰۰
اردیبهشت ۱۴۰۰
آرشيو
پیوندها
آنجا که متولد شدم و ارزشمندترین است
آنجا که برترین است برای یکی شدنهامان
عقاب(تقريبا118!)
دژپل ژورنالیسم(منتظرم به تولدي بزرگ تر از او)
انسان افرینشگر
برفــستان(لبخندش، براي هميشه، درسي بود براي من)
ویزارشن(نورُ علي كل نور)
نیایش شب های ما
نقطه(چه شتابان مي گشايد خانه را...)
آسمون آبي(يادم داد تو هر شرايطي آرام و مسلط باشم، چون يادم آورد كه ذره اي از يه عالمم.)
خورجین(ايضاَ)
بهلول(وقتي در ملكوت آسماني، همه چيز تو را به آسمان مي كشاند. اينست كه سخره گرفتنت آشناست.)
تا جايي كه مي تواني(وقتي هاروني،مسئول تري و بار امانت به دستت مي دهند.)
نيروانا(پيوندي كه كاركردش جواب مي دهد.)
قاصدک(درسي براي من تا برهانم خود را)
جمله ها و نكته ها(سكوت پر تكلف و بي ادعا)
ساده با تو حرف می زنم(نظارگري به عمق زمين)
رهاورد(شبي، تنها و تنها، با5يار و يك مشعل راه...)
خدایی(هر چي مرام تو دنياست، احتمالا از همينجاست)
بیا تا برایت بگویم
خاكدان(ققنوسي با تبلورِ رو به بالا)
رهسپار کوي دوست(عزيزي كه نمي دانم ديگر چرا نمي آيد؟)
مثنوي هفتاد من كاغذ(الگويي براي پيش رو)
حرف های صامت
چکمه(نمي شناسمش اما قرار تو تبليعات كمك خوبي باشه. لطفا خودتو معرفي كن)
اندیشه(باوري به رفتنش ندارم و اميد دارم به بودن هاش)
کوچه تنهایی
سرگذشت من و خدا(اگر نمي خواندمش، شايد تا همين جا هم نمي ماندم)
حجم سکوت
آمين
آسمان(مادري اش برايم آشناست)
نا گفته های یک دل پر امید(مي آيد و مي رود با دلي پر اميد)
بچه هاي آسمان(تقريبا با هم متولد شديم)
گل يخ(كودكي هايم ازوست)
خدایی که از رگ گردن نزدیکتره(عزيزي كه مرا به چله نشيني عادت داد)
شاعرانه
خبرگذاري جمعيت(مركزي)
انديشه ي عشق(كرمانشاه، ميعادگاه عاشقاني كوچه گردست كه مصداق اند بر"كان يكون")
جمعيت شيراز(وقتي كه دخترم تنها بود،آن ها دست مهربانترين، بر زمين بودن)
مهد عشق(نمی دانم کجاست، اما مانده ام به بیداری اش که چه کند روزی. و من مشتاقم به دیدار آن)
بی بی بی لب
واذا
گل سرخ مبسوط
سلام بر...
یکی بوده ، یکی نبوده...
آسمان تنهایی من
تنها برای تو
جمعيت رشت(انتظاری در شب قدر برای آنچه که باید. و تا عده ای نمی خواستن بر قومی تغییر نشاید)
آنچه در درون ما می گذرد(او هم میاد، به همین زودی ها.می شنوم که قلبش آرام آرام دارد می تپد.
باران محبت(کمی سرت رو بالا بگیر)
دلم براي كلاس هايم تنگ شده و حس مي كنم خيييلي دورم، خييييلي
محسن(در اصل كمي پيچيدست اما ساده نشون مي ده)
باغكوچه
کمی تا قسمتی جدی
BLOGFA.COM