تبليغاتX
آزمودن
نمی دانم هر که برای چه می نویسد, اما می نویسم که بیازمایم جور دیگر زیستن را.
وقتی حضور آدما تو اطرافت اذیتت می کنه و باعث می شه وقت و انرژیت تلف بشه چیکار می کنی؟
+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 0:37 AM  توسط سمیرا صفاری  | 

دوس دارم م م م ...یه

 

 زندگیه تازه داشته

 

باشم.

 

 تازه ی تازه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 9:32 PM  توسط سمیرا صفاری  | 

 

جام جهانبینُ انسانم آرزوست...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 8:56 PM  توسط سمیرا صفاری  | 

 

همه ی آدما حق دارن که گاهی رو زمین راه برن, حتی اگه اکثر وقت شون رو تو آسمونا بگذرونن.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 0:43 AM  توسط سمیرا صفاری  | 

 

همه چیز آرام است...

همه چیز آرام است وقتی خودت باشی و خودت. همه چیز آرام است تا آنچه از سرش گذشت را نشنیده باشی. اما دیگر توانی نیست برای این همه شوق جهت استقبال از آسودن. وقتی او را به تو هدیه می دهد در روز تولدش و حال این است آنچه بر دوشت نهاده. آنچه ناشی از بنفش است در وجودش, همان مرگی ست که او را فراگرفته. گویند, مرگی نزدیک در پیش است انگار.

اماااا...تو با پیام شیوا می دانی که کاری در پیش است و بار امانت این بار بدست توست. قربانگاه در پیش است. شاید لطافت قربانی آنقدرها در ظاهر نباشد که می بینیش, اما روح و خانی خواهد بود اند میان که بنیان می نهد آنچه سال ها در دل داریش.

و در حال چه باک از آنچه در پیش است. و چه التهابی در جانم نهفته است از این راز سر به مهر. قرار است این بار نیز زخمی را در ابتدا بشکافی و سپس مرحمی بیاوری برایش.

+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 9:55 PM  توسط سمیرا صفاری  | 

 

دوست دارم از امسال, برای نیمه ی شعبان سال بعد یه طرح جدید تو جمعیت شروع بشه. یه طرح که بهونش امام زمان باشه.( منظور از طرح, طرح اجتماعیه)

تمام پارسال رو فک کردم تا یک معضل جامعه مربوط به این طرح پیدا کنم و یه سیتم دیگه که بشه رو تحریفات جامعه ای اینستالش کرد.

به نظرم امام زمان واقعی رو هنوز نشناختم. اما تا حالا متوجه شدم که همه آدم ها وقتی با یه تاریکی مبارزه می کنن(منظور همون معضلات اجتماعی است) در واقع ظهور می کنن, روشنی و نور رو به جامعشون می یارن و امام زمان خودشون می شن. اما تا این آدم ها زیاد نشن و جمعی رو بوجود نیارن اتفاقی در سطح محدود انجام می شه. اما تو جمع می تونیم توقع یه پدیده رو داشته باشیم. در واقع اسم "سی مرغ" آدم ها همان موعود یا امام زمان یا هر اسم دیگه ای هست.

 

و حالا...

می شه لطفا با هم, هم فکری کنیم؟

لطفا پیشنهادتون رو راجع به طرحی در ارتباط با امام زمان بنویسید...

 

ممنون از اهمیتی که برای این مسئله قایل هستید...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 2:10 AM  توسط سمیرا صفاری  | 

 

انگار هیچی نمی خواد حل بشه.  هر کسی به جای مرحم زخم شدن، هی و هی اصرار دارد که نمک پاشی ها را بیافزاید و بپاشاد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 5:23 PM  توسط سمیرا صفاری  | 

 احتمالا غرور، همون اعتماد به نفس زیادی و بی دلیله که مث کرک و شیشه آدما رو تو توهم می بره!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 8:50 PM  توسط سمیرا صفاری  | 

 

هر کی فکر می کنه خودش دلسوزتره! تو چه فکر می کنی؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 8:36 PM  توسط سمیرا صفاری  | 

 

بعضی وقتا وقتت رو تلف می کنی برا هیچی. از این کارت بسیار متعجبم! اما تعجب جایه که اشتباهت رو باز وباز تکرار می کنی.ا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 8:25 PM  توسط سمیرا صفاری  | 

 

آدما گاهی کمی تند می شن، اما بعدش دوباره کند می شن! سکوت شاید بهترین راه نباشه تو این شریط اما اکثرا جواب می ده...ا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 1:23 AM  توسط سمیرا صفاری  | 

 

یه پیشنهاد دوستانه:

فردای روز سالگرد ازدواجتون, خونه تکونی نکنید! بی شک تک تک اعضای کانون گرم خونواده به دلایل بله گفنتون انتقاد می کنن. و یه پشیمونیه عمومی همه رو فرا می گیره حتی خودٍ شما رو!

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 2:18 PM  توسط سمیرا صفاری  | 

تماشا کن!تماشا کن حریم بی تو بودن را

رهایم کن!رهایم کن! دلم پرواز می خواهد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 6:11 PM  توسط سمیرا صفاری  |