تبليغاتX
آزمودن
نمی دانم هر که برای چه می نویسد, اما می نویسم که بیازمایم جور دیگر زیستن را.
وقتی تنها به دنبال انسان بودنِ خود باشی به جایی نمی رسی. چون مسئله ای مهم تر تو را به بیراهه می کشاند و آن همان ناتوانی ات در ما شدن است که صدف می گوید:

http://sadaf20020.blogfa.com/post-12.aspx

و حال ما شدنی دیگر در راه است که باز صدف می گوید:

http://sadaf20020.blogfa.com/post-13.aspx

.

این شاید بیانیه ای باشد برای آن روز> روز تولد...:

.

تولد پدیده ایست که همیشه در خاطر است انسان ها را.

وقتی به تازگی نفس می رسانی به آن دیگری>>

وقتی جهانت را بی پرده می توانی ببینیش>>

وقتی گشاده می شود بر تو انسان ها با همه ی آنچه در انسانیتشان ریخته اند>>

وقتی فکر می کنی همه چیز مال توست...

آری> توان کم است در ابتدا و آرزو ها فراوان> فراوان> فراوان...

اما مهمتر از آن> انتظاریست> که برای زاده شدن در دل می نهی. چه سهل است اگر بدانی زندگی شتاب دارد برای دیدنت همچون همه ی دوستانی که هم اکنون در دل دغدغه ات را دارند. و چه شیرین تر که تو نیز دلنگران آن دیگران باشی و چشم انتظار.

وقتی آگاه می شوی به فلسفه ی بودنت که آمده ای برای چه> آنگاه است که تولد برایت روشن می سازد راه را> که بتوانی تعریفی نو از ما شدن ها و خداشدن ها داشته باشی.

وقتی که بتوانی سرنوشتی را از نو خلق کنی> آنگاه است که خدایی در وجودت ریشه دوانده است.

و اکنون ما شده ایم که خدایی کنیم. خدایی برای آدمکان که آگاه شوند از رسالت بود و وجود> و این رسالتی است وقتی که امروز آغاز می شویم که نه جهان رابه نویی بل > نویی هامان را به جهان تبریک گوییم.

حال می ماند تعریفمان از جهان پیش رو که تلاش است و تلاش برای عدالت>> برای بِهخدایی> برای لبخند همان دیگری و صداقت.

و  طفلکم به پاخیز! به پاخیز!

دلهره ها را بنه برای وقتی دیگر... و این بار در تناسخی که داری> عوالمی جدید را در پیش رو بنه به جد.

می دانم آن بیرون ناراستی ها فراوان اند>> می دانم اعتماد زیاد نیست>> شاید امنی هم نداری اما آمده ایم اینجا که بتکانیم این ها را از خود و خدای خود و دیگرآمدگان در یکی شدن هامان. آمده ایم....

آمده ایم....

آمده ایم...............؟!؟

 

می شه شما کمکمون کنی بگین برای ما که:" آمده ایم برای چی؟"

 

 

راهنما۱: ">" یعنی " ویرگول". چون دکمه اش کار نمی کنه.

راهنما۲: ">>" یعنی "ویرگول با نقطه". این هم دکمه اش کار نمی کنه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 11:26 PM  توسط سمیرا صفاری  | 

وقتی هنوز به زمینی> چیزی نداری که خبر دهی عزیزانت را. و کندن که دغدغه ایست مرا که امیدم می دهد به بودن ها...
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 5:45 PM  توسط سمیرا صفاری  |