برپایی نمایشگاه تصویرسازی «کلاژینه» در گالری سفید بوم رشت نخستین نمایشگاه تصویرسازی آثار سمیرا صفاری، هنرمند گیلانی، با عنوان کلاژینه و بن مایه طراحی و نگاهی نو به تصویرسازی، متشکل از 15 تابلوی جدید وی شنبه 12 اردیبهشت 94، همزمان با میلاد با سعادت حضرت علی (ع) در نگارخانه سفید بوم رشت افتتاح می گردد.

سمیرا صفاری، متولد 1363، کارشناسی ارشد ارتباط تصویری، دارای سابقه یک دهه فعالیت در حوزه طراحی گرافیک، تدریس و تحقیق بوده و تا پیش از این در چندین نمایشگاه گروهی عکس، گرافیک، تصویرگری در تهران، تبریز، یزد، اصفهان، گیلان شرکت نموده است.

او با اشاره به هنر معاصر، خاطر نشان کرد: طراحی با هویتی مستقل از نقاشی، در قرن 17 میلادی مطرح شد و از قرن 20 میلادی به خودی خود با عنوان یک هنر یاد می شود. در حال حاضر شاهد جریانی هایی نوین شامل تکنیک های متفاوت در مجامع بین المللی هستیم. به این منظور تصویر سازی با پایه طراحی را در نظر گرفتم که آثار کم‌تری از این دست را در ایران شاهد بودیم.

صفاری افزود: امروزه و در ایران، هنرمندان شهرستان ها در حاشیه هستند، در صورتی که به علت دیدگاه های متفاوت پتانسیل ارائه آثار خلاقانه را به خوبی دارا می باشند و بها دادن به این امر می تواند نتایج جدید و منحصر بفردی را حاصل نماید. برپایی این نمایشگاه در رشت سبب شده تا به دور از چالش های ناشی از سلیقه بازار در پایتخت به خلق آثار خود پرداخته و به دنبال ارائه بحث های زیبایی شناختی خاص خود باشم.

نمایشگاه جاری اولین ارائه هنرمند با چنین روشی در استان گیلان است و به نوعی جریانی نو در هنر معاصر محسوب می گردد. این نمایشگاه تا 16 ماه جاری، در گالری سفید بوم، واقع در واقع در رشت، خیابان امام خمینی، خیابان بحرالعلوم، روبروی بانک سینا، ساختمان تلفنخانه از ساعت 16 الی 20 ادامه دارد. گفتنی است افتتاحیه از ساعت 18الی 20 برگزار خواهد شد. و ورود برای عموم آزاد است.

ضمنا بخشی از عواید این نمایشگاه به کودکان محروم جمعیت امداد دانشجویی - مردمی امام علی (ع) اختصاص می یابد.

نمایشگاه تصویر سازی کلاژینه



تاريخ : یکشنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۴ | 15:41 PM | نویسنده : سمیرا |
وفاداری به عشق، لذت بخش ترین بند دنیاست. و چقدر این بعضی ها پشیمونن! :)))))



تاريخ : دوشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۴ | 19:18 PM | نویسنده : سمیرا |
من خوشبختم و هر روز خوشبختر میشوم.
من موفقم و روز به روز موفقتر میشوم.
من به چیزهای بزرگ میاندیشم.
من خوشحالم .من شادم.
من دارای تفکر بزرگ و اندیشه والایی هستم.
روز به روز بر دانش من افزوده میگردد.
من سبزم و هر روز سبزتر میشوم.



تاريخ : یکشنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۴ | 13:33 PM | نویسنده : سمیرا |
بعضی چیزا که نمی تونم توضیح بدم خیلی بده، و همیشه مانع آرامش نهایی می شه.  امیدوارم آینده ارزش این همه اذیت شدن رو داشته باشه. امیدوارم!



تاريخ : جمعه ۲۸ فروردین۱۳۹۴ | 20:25 PM | نویسنده : سمیرا |
آدم ها حامل پیامی هایی هستند. سکوت کن و تماشا کن نشانه ها را!



تاريخ : شنبه ۲۲ فروردین۱۳۹۴ | 16:54 PM | نویسنده : سمیرا |
آدم ها حامل پیامی هایی هستند. سکوت کن و تماشا کن نشانه ها را!



تاريخ : شنبه ۲۲ فروردین۱۳۹۴ | 16:24 PM | نویسنده : سمیرا |
ﺯﻣﺎﻥ ﭼﻴﺰ ﻋﺠﻴﺒﺴﺖ ... ﻣﻴﺪﻭﺩ ... ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺮﻭﺩ .. ﻭﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻰ ﺗﺮﻳﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻯ ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ ﻳﺎ ﻛﻬﻨﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻳﺎ ﻋﻮﺽ !! ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﻳﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺸﺎﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻴﺸﻮﺩ !!! ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻳﺮ ﻳﺎ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺛﺎﺑﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻛﺪﺍﻣﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻧﻰ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻛﺪﺍﻣﺸﺎﻥ ﺭﻓﺘﻨﻰ !!! ﻣﻦ ﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﻭ ﺩﻧﻴﺎ ﭘﺮ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻯ ﻭﺍﻗﻌﻰ .... ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﻛﻪ ﻧﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﺪ ﻧﻪ ﺯﻣﻴﻦ!



تاريخ : جمعه ۱۴ فروردین۱۳۹۴ | 2:38 AM | نویسنده : سمیرا |
کادوس و موزه میراث فرهنگی گیلان

فقط کافی همراه باشی.



تاريخ : شنبه ۸ فروردین۱۳۹۴ | 22:33 PM | نویسنده : سمیرا |
به امواج اقیانوس نگاه کنید.هرچه موجها بالاتر میروند،فرودی که بدنبال آن فرا میرسد،عمیق تر است.زمانی تو موجی،و زمان دیگر گودی خالی ای هستی که پس از آن فرا میرسد.از هردوی اینها لذت ببرـبه هیچ یک از آنها معتاد نشو.نگو دوست دارم همیشه در اوج باشم.این ممکن نیست.صرفا این واقعیت را ببین:این ممکن نیست.هرگز چنین چیزی رخ نداده و هر گز نخواهد داد. اوشو   زندگی در واقع یک شوخی است،نه یک امر جدی،اگر آن را جدی بگیرید،آنوقت رنج میبرید،از افکارت رنج خواهی برد،زندگی مانند یک وزنه سنگین می شود و تو زیر بار آن خرد می شوی،آنگاه زندگی تمام نشاط خودش را از دست می دهد،تمام خنده هایش را. اوشو   زیاده از حد فکر نکن زیرا فکر همیشه به گذشته یا آینده مربوط می شود و انرژی تو به جای اینکه به قوه احساس معطوف شود، منحرف شده و صرف فکر کردن می گردد وتمام انرژی های تو را تخلیه می کند. اوشو   اگر خواستی از عشق فرار کنی، در زمان گذشته و یا در زمان آینده زندگی کن ، ولی اگر خواستی رودخانه عشق را در درونت جاری سازی در زمان حال زندگی کن ، زیرا عشق فقط در زمان حال ممکن است. اوشو   آزاد زندگی کن ! لحظه به لحظه زندگی کن !



تاريخ : چهارشنبه ۵ فروردین۱۳۹۴ | 1:18 AM | نویسنده : سمیرا |
نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلب هایمان جای حضور دوستانمان هستند.
سال نو مبارک



تاريخ : جمعه ۲۹ اسفند۱۳۹۳ | 23:17 PM | نویسنده : سمیرا |
گاهی بخاطر خودت زندگی کن و گاهی برای دیگران. گاهی چقدر این گاهی ها کمه و شاید زکات نفس کشیدن همین باشه.راهگشای دیگران یودن



تاريخ : جمعه ۲۹ اسفند۱۳۹۳ | 6:48 AM | نویسنده : سمیرا |
همه چیز مبهمه. دقیقا اینکه تو مه باشی. معلوم نیست چیش دروغه، چیش راست. و کلا هیچ ربطی به من نداره. حتی وعده ها. نمی شه رو هیچی این دنیا حساب کرد حتی رو آدم هاش. حالا فرضش که که آدم باشند و نه یک انسان کوچک. امیدی به رحم آدم ها نیست. احتمال این مسله خیلی زیاد تره. حالا می بینیم و زمان همه چیز رو ثابت می کنه. می بینی!

 

و اما تو به هیچ چیز عادت نکن!



تاريخ : یکشنبه ۲۴ اسفند۱۳۹۳ | 23:16 PM | نویسنده : سمیرا |
امسال بهترین ها مال تو میشه، چون بهترینی دوست من.



تاريخ : شنبه ۲۳ اسفند۱۳۹۳ | 12:11 PM | نویسنده : سمیرا |

در دوران نامزدی بعضی از رفتارهایتان را تغییر دهید تا همسر آینده تان را از ازدواج منصرف نکنید.
فکرش را هم نمی کنید که یک کار ساده یا جمله بی اهمیت، چطور می تواند روی قضاوت نامزدتان تاثیر بگذارد، اما اشتباه می کنید. درست است که مردها حس شان را بروز نمی دهند اما باور کنید که با همین کارهای ساده، نظرشان در مورد شما از این رو به آن رو می شود. مردها حساس تر از چیزی هستند که شما فکر می کنید و جملات و کارهای ساده گاهی اوقات در ذهن شان از شما یک هیولا می سازد؛ هیولایی که آنها را درک نمی کند، خودخواه است و نمی تواند آرامش را به خانه شان بیاورد. اگر نمی خواهید خوشبختی شما به دلیل نادیده گرفتن این ریزه کاری ها از دست برود، نگاهی دوباره به رفتارهایتان بیندازید و سعی کنید دنیا را از دریچه نگاه همسرتان ببینید.

این نوع انتقاد را متوقف کنید 
انتقاد از زن های دیگر و تلاش برای تخریب چهره آنها، راهی است که خیلی از زن ها می خواهند با کمک آنها زندگی شان را نجات دهند.
بسیار از زن ها فکر می کنند، تحقیر خانم های دیگر در مقابل همسرشان و برجسته نشان دادن عیب های آنها می تواند تصور همسرشان را نسبت به زن های دیگر تغییر دهد. اما این جملات منفی، دقیقا همان حرفهایی است که مردها از شنیدن شان بیزارند. نگاهی به رفتارهایتان بیندازید. اگر شما هم پیش از این چنین اشتباهاتی را مرتکب می شدید، از همین لحظه برای تغییر آن تلاش کنید. مردها اهمیت نمی دهند که شما چه نظری در مورد خانم های دیگر دارید. آنها دنیا را همانطور که خودشان می خواهند می بینند؛ پس با انتقال این قضاوت های اغراق شده، توجه شان را به موضوعی که از آن هراس دارید، جلب نکنید. قضاوت شما نمی تواند وفاداری همسرتان را کم و زیاد کند. پس اگر به موضوعی شک دارید، به جای ابراز تنفر از زن های دیگر، ریشه مشکل را پیدا کرده و ارتباط تان را اصلاح کنید.

زیر ذره بین 
زندگی شما در هر وضعیتی که قرار داشته باشد، حسادت می تواند اوضاعش را بدتر و خیلی زود همه چیز را نابود کند. مردها از اینکه به صورت مداوم تحت نظر باشند بیزارند. برای آنها گرفتن رمزعبور، چک کردن تلفن یا حساسیت نسبت به همکاران، می تواند نشانه نابود شدن یک زندگی باشد. چیزی که بیشتر از همه مردها را از ازدواج فراری می دهد، ترس از محدودیت و همین کنترل شدن هاست. به جای اینکه مثل بازپرس ها رفتار کنید و زندگی تان را وارد همان چالش هایی کنید که از آنها می ترسید، سعی کنید با ساختن یک خانه امن، پایه های زندگی مشترکتان را محکمتر کنید.

اغراق نکنید
مردها از اینکه به عنوان تنها پشت و پناه شناخته شوند بیزارند. بیشتر مردها به دنبال یک زن معمولی هستند؛ زنی که معمولی رفتار می کند و نیازهایی عادی هم دارد.
آنها دوست ندارند هر روز پیامک های عجیب و غریب و زیاد از حد شاعرانه را دریافت کنند و از اینکه همسرشان بی وقفه از آنها محبت بخواهد هم خوش شان نمی آید. در واقع مردها به همان اندازه از زن های وابسته و بیش از حد عاطفی بدشان میآید که از زن های خیلی مستقل و سرد. پس اگر می خواهید زندگی خوبی داشته باشید، به جای اینکه مدام منتظر یک دسته گل رز و پیامک های خارق العاده باشید، سعی کنید موقعیت های جدی و موقعیت های عاشقانه را از هم جدا کنید و به همسرتان فرصت بدهید که در کنار عاشق شما بودن، برای زندگی عادی هم فرصت داشته باشد.

بیماری خرید کردن
مردها با زن هایی که تمام زندگی شان به فکر خرید کردن هستند کنار نمی آیند. آنها از زن هایی که سخت خرید می کنند هم راضی نیستند. بیشتر مردها معتقدند تا زمانی که به چیزی احتیاج ندارند، دلیلی ندارد پایشان را به مراکز خرید بگذارند. این دسته از مردها هدفمند وارد مغازه ها می شوند و بیشتر تا وقتی ندانند که کالای مورد نظرشان را کجا پیدا می کنند، سراغ خریدنش هم نمی روند. زن هایی که دوست دارند تمام شهر را برای پیدا کردن یک روسری بگردند، باب میل این مردها نیستند. شما هم اگر می خواهید یک مرد را خوشبخت کنید، کمی شیوه خریدتان را تغییر دهید و انتظارهای آنها را درک کنید.



تاريخ : پنجشنبه ۱۴ اسفند۱۳۹۳ | 13:25 PM | نویسنده : سمیرا |
درم الزایمر ندارن.ی چیز دیگه دارن.همین.



تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | 23:50 PM | نویسنده : سمیرا |
هر کس غصه هایی تو.زندگیش داره دیگه.تو هم غصه ات اینه.دیگه نمی تونی خودت رو بکشی که.فردا یک صبح جدیده و تو باید ادامه بدی دوست من...



تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | 23:30 PM | نویسنده : سمیرا |
دلمان عاشقی خواست. احتمالا خاصیت بهارهاست!!!

:)))

این بهار حتما عاشق می شم. حالا ببین. خخخخخخخ!



تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | 12:49 PM | نویسنده : سمیرا |
شما یاد بگیر

فردا یا پس فردای چهلم خانواده عزا دار رو دعوت می کنی خونه تون و سعی می کنی حال و هواشون رو عوض کنی. یکم فضا رو شادتر می کنی تا روحیه شون بهتر شه. براشون یک لباس روشن می گیری که از لباس عزا خارج شن. یاد سعدی کیا می افتم  تو جمعیت که پدرش فوت کرده بود بنده خدا. آخرش براش لباس آبی گرفتن یا نه. فکر کنم گرفتن.

بهر حال دایی بهزاد و زندایی ناهید عزیزید برامون و بسیار ممنون از بزرگواریتون.

امیدوارم درسی بشه برای همه ما....



تاريخ : یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳ | 3:12 AM | نویسنده : سمیرا |
هر روز که می گذره به بچه های اون جمعیت فکر می کنم.به نسترن، شکیبا، نازنین، الهه، علی ها، دوتا تاجیکی ها، به پسر مواد فروشی که زندگیش تو فوتبال بود، به بچه های حداد و همسایه هاشون، دخترای شایگان، بچه های ناکامل آسایشگاهها، به همه ی بچه های جمعیت که کار می کردن برا این بچه ها، همه و همه. یاد اسفندی که همشون رو خسته کرد :)



تاريخ : دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ | 11:24 AM | نویسنده : سمیرا |
از مامان یاد بگیر! وقتی خاله داره میاد از چند روز قبل در تکاپو هستن. براش بهترین غذاهایی که دوست داره رو می پزه. هر چی که دوست داره رو می گیره. وقتی میاد تموم وقتش رو با خاله طی می کنه. حس واقعا خوبیه داشت خواهر برادر. آدم باید قدرشون رو بدونه. تنها باقی مونده از خونواده ات اونان بعد مدت ها. 

خدایا شکرت که به ما یدونه خواهر دادی.



تاريخ : دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ | 11:15 AM | نویسنده : سمیرا |
http://www.noarous.com/fa/content/92138/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%87%D8%A7



تاريخ : جمعه ۱ اسفند۱۳۹۳ | 13:1 PM | نویسنده : سمیرا |
دلمون ی کنسرت پاپ خواست تو ایران و بعدش ی سفر به ترکیه. بوش میادااااا ;))

همین جوری، مثلا، الکی :)))



تاريخ : دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ | 23:22 PM | نویسنده : سمیرا |
بذار آدما حرفشون رو بزنند. و کار خودت رو بکن. در نهایت پیروزی از آن توست احتمالا!

البته نمی شه به همه بسط داد. آدما می تونند خودشون رو تغییر بدن. و من هم باید خودم رو تغییر بدم.این طوره؟ نه؟ :)



تاريخ : دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ | 23:15 PM | نویسنده : سمیرا |
ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻴﺸﻨﺪ : . . . . . . . . . ﻳﺎ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺍﻧﺪ ﻳﺎ دارند ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻟﺬﺕ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ!!



تاريخ : شنبه ۱۸ بهمن۱۳۹۳ | 20:2 PM | نویسنده : سمیرا |
گاهی تنها یاش!خوب چه ایرادی داره؟!!!  :))))

کارگران مشغول تهذیب نفس اند.لطفا مراجعه نفرمایید!!!!

 

؛)))



تاريخ : چهارشنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۳ | 15:33 PM | نویسنده : سمیرا |
از زور استرس چند شبه خوابم نمی بره.یعنی چقدر دیگه وقت خواهیم داشت؟حالا نگاه های حریصانه و با حسرت مامان رو وقتی به بابابزرگ نگاه می کرد رو درک میکنم. اصلا اسون نیست وقتی میفهمی عزیزترین مرد زندگیت امانته

 

کاش روزگار تموم نمیشدو همه چیز همینجا بمونه.کاش... 

رنج خوبی نیست این بار... 



تاريخ : چهارشنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۳ | 0:43 AM | نویسنده : سمیرا |
پدرم هر روز که می گذره بیشتر و بیشتر ما رو فراموش می کنند. و این خاصیت این بیماریه. مثل یک شمع که هر لحظه می سوزه و آب می شه. کافی هست باور کنی بیماری رو. همون می شی که دیگری شده. 

چشم هایش از این بعد برای ما یک امانته. امیدوارم روند کندی رو طی کنه و بیشتر کنار ما باشه و این بدی آلزایمره. :((( 

و ما موندیم که بگیم یا نگیم. باور خوبی نیست و تو برای ما دعا کن! اهل مبارزه نباید باشه. دونستن روند رو سرعت می ده. پس بیا و تو هم چیزی نگو برای ما دوست عزیز!

 

وقت بخیر و شادی های دنیا از آن تو....



تاريخ : یکشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۳ | 14:6 PM | نویسنده : سمیرا |
اخرین پدر بزرگم هم نموند

 

شاد باشی و اروم مرد زحمتکش روزگار



تاريخ : شنبه ۴ بهمن۱۳۹۳ | 14:54 PM | نویسنده : سمیرا |
گاهی برام تعریف کن که چه لذتی از زندگیت بردی؟!!!

تاريخ : سه شنبه ۲ دی۱۳۹۳ | 17:16 PM | نویسنده : سمیرا |
از اینجا همه دور اند...



تاريخ : دوشنبه ۱۷ آذر۱۳۹۳ | 21:54 PM | نویسنده : سمیرا |