لبتاپ asus دار شدیم! الان داریم پز می دیم :))))) خخخخخ

تاريخ : شنبه 19 مهر1393 | 3:15 AM | نویسنده : سمیرا |
یعنی نشد یک کار مابه سرعت انجام بشه. یک استاد راهنمامون که مرد. اون دو تای دیگه هم کدشون باطل شد! یعنی می خوام ببینم حکمت کیا هستن. خودم مشتاقم به دیدنشون. حتما خیر بزرگی در راهه، حتما و من به خداوند مشترکمون ایمان دارم.



تاريخ : شنبه 22 شهریور1393 | 11:37 PM | نویسنده : سمیرا |
هر روز که میگذره عزیزترین عزیرانت رو از دست داری می دی.و همش دوستان جوون.غمی بزرگ و دلنگرانی بیشتر...و دنیایی که بلاخره تموم میشه برای هر کی

روحت شاد حسن جان،مرد زحمتکش روزگار

 

پ.ن: حسن مهدوی،از پایگذاران جمعیت رشت :-(



تاريخ : شنبه 15 شهریور1393 | 9:23 PM | نویسنده : سمیرا |
بخاطر مردم تغییر نکن.

این جماعت هر روز تو را جور دیگری می خواهند.

هر تا مولر

 



تاريخ : جمعه 7 شهریور1393 | 1:22 PM | نویسنده : سمیرا |
به نظر من با این راهها نمی شه با معضلات جنگید
صرفا یک لودگی گروهی
خودش یک خودازاری و بیماری گروهیه

تو جامعه ای که پدر معتاد دختربچه و پسر بچه اش و همسرش رو شب ها اجاره می ده
وقتی بچه های ده ماهه معتاداند برای استشمام دود موقع مصرف مواد توسط مادرش معتادش
و هزار یک معظل دیگه این کار صرفا یک لودگی محسوب میشه

با این همه مسایل و معضل یک سری خرگوش خوشحال صرفا برای مطرح کردن خودشون و برای رو کم کنی دست به همچین کارهای بیهوده ای می زنند.

همه سکوت کردن درمقابل این همه فقر مادی و اموزشی
این خود نوعی فقر فرهنگیه.



تاريخ : دوشنبه 3 شهریور1393 | 10:36 PM | نویسنده : سمیرا |
ﯾﮑﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ
ﯾﮑﯽ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﺪ،
ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﮐﻮﭼﮑﺶ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﺪ.
ﯾﮏ ﺟُﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻝ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﮐﻨﺪ.
ﯾﮏ ﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻠﺪ ﻧﺒﺎﺷﺪ
ﯾﮑﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﺎﺷﺪ ...



تاريخ : پنجشنبه 23 مرداد1393 | 5:2 PM | نویسنده : سمیرا |
رها شو از قالب غالبات.  ..



تاريخ : چهارشنبه 22 مرداد1393 | 11:31 AM | نویسنده : سمیرا |
ذهنت رو از این ادمای کوچیک ازاد کن
به کارهای بزرگ تر فکرکن
تو ادم بزرگی هستی



تاريخ : سه شنبه 21 مرداد1393 | 8:59 AM | نویسنده : سمیرا |
کاش همه مراحل زندگیت مثل درس خوندن بود و ادما مثل استادات برای زحماتت ارزش قایل می شدن.البته اگه راهنماییت نمیکردن وبیطابیات رو صبوری نمیکردن اینی نمی شدی که الان شدی. بهرحال ممنونم از همه وتو که برام دعا کردی. اما بازم برام دعا کن اگه شد.    



تاريخ : یکشنبه 19 مرداد1393 | 2:1 AM | نویسنده : سمیرا |
اولین مقاله عمرمون برای اولین بار در یک نشریه تخصصی چاپ شد. الان خوشحالیم خاااااااااااااااااااااااالهههههههههه!!



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 2:1 PM | نویسنده : سمیرا |
اولین مقاله عمرمون برای اولین بار در یک نشریه تخصصی چاپ شد. الان خوشحالیم خاااااااااااااااااااااااالهههههههههه!!



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 2:1 PM | نویسنده : سمیرا |
آیا بشه، آیا نشه...



تاريخ : شنبه 21 تیر1393 | 2:26 PM | نویسنده : سمیرا |
وایبر دار شدیم.

لطفا من رو وارد گروپ نکنید!وقتش نیست



تاريخ : چهارشنبه 18 تیر1393 | 4:41 PM | نویسنده : سمیرا |
امتحانامون تموم شد. حالا برای نمره ها دعا کنید!

به همین سادگی 2ترم هم گذشت.می بینی؟ از ی جایی به بعد عمر چه زود می گذره. دعا کن مفید باشه که حداقل ته اش که نگاه می کنی ی چیزی بمونه تهش برات. باور کن!



تاريخ : شنبه 7 تیر1393 | 12:3 PM | نویسنده : سمیرا |
برای امتحانام تو دعا کن/

مرسی و ممنون

:)



تاريخ : شنبه 17 خرداد1393 | 10:25 AM | نویسنده : سمیرا |
به همین سادگی، در یزد، وارد دهه سوم زندگی شدم....

کمی ترسناک است اما الان که دارم مرور می کنم به برنامه ای که برای دهه دوم زندگیم ریخته بودم رسیدم. وارد رشته هنر شدم. شاغل شدم. توی یک رشته تخصصی رشته تحصیلیم  متمرکز شدم و راهم رو پیدا کردم. تجربه صفیری صلح رو گذروندم. دیگه... دیگه... تو یک شاخه نو از ادبیات و شاعر قدم گذاشتم. تو آموزش هنرخلاقه کودکان متخصص شدم. شهر های ایران بخصوص شهر مورد علاقه ام یزد رو دیدم. وبلاگ و سایت دار شدم. خط ثابت کاری برای خودم انتخاب کردم. دوستای موندگاری پیدا کردم. مردم داری رو یاد گرفتم و ارتباط مثبت داشتن رو. روانشناسی ارتباط رو یاد گرفتم. برنامه های کامپیوتری رشته ام رو وارد شدم، کمی هم مال و اموالکی! و خیلی چیزهای دیگه...

و حالا برای دهه سه:

تو این دهه همه ی این شاخه ها به بار می نشینه. بعدا می گم دقیقا چی...

 

و خدایا متشکرم برای همه و همه ی چیزها... همه فرصتی که من دادی. یاد دادی مال خودم نباشم مثل شارمین، با احساس بودن رو یادم دادی یادگرفتم مثل ماشین نباشم و بتونم با آدم ها ارتباط برقرار کنم مثل قاسمی. یادم دادی مردم دار باشم مثل بیگی. همیشه سر حال مثل هفت لنگ. یاد گرفتم خوشزبون باشم مثل فاضلی. یادگرفتم مسلط باشم به امور دورو برم و از بالا نگاه کنم به مسائل مثل لشکری، یادم دادی نترس باشم و تجربه گر مثل پریسا گرجی زاده، یادم دادی آزاد و رها باشم مثل منا اسدی، یادم دادی افتاده باشم مثل استاد بهرهی، مدیر زمان بودن مثل دلارام مشرفی، امید بخش باشم مثل استاد شاد و معلمی به تمام مثل آقای اردشیری. و مهمتر از همه عاشق فرزندان مثل بابا و از خود گذشته مثل مامان. همیشه یار مثل صفورای عزیزم... خدایا ممنونم برای آدم های بزرگی که تو این 10 سال به من عطا کردی و نعمتشون رو بالا سرم نگه داشتی.

یادگرفتم حسود نباشم. یادگرفتم هیچ چیزی ارزش دروغ گفتن را نداره. یاد گرفتم ارحم راحمین باشم و بخشنده با طبعی بلند

امیدوارم دهه پرباری در انتظارم باشه. و تو برام دعا کن...دعا کن و دعاااا .خیلی و خیلی.

جالب در 20 سالگی تو خوابگاه بودم و حالا هم! نمی دونم تو 40 سالگی کجام  اما امید دارم به اون روز...

خداحافظ ناکامی ها. خداحافظ روزهای بد. خداحافظ بی باری ها و سلام به نو شدن. سلام به به بار نشستن. سلام به تخصص و سلام بر خداوند رزاق....

دوستتون دارم همیشه و همیشه...



تاريخ : دوشنبه 29 اردیبهشت1393 | 11:8 PM | نویسنده : سمیرا |
آدما وقتی کاسه ای زیر نیم کاسه شونه حتما می خوان مخفی باشن از دیگران . آدمی که پاش روی زمین سفت نیست، وقتت رو فقط تلف می کنه. جون تو! حالا هر کی می خواد باشه. فاصله بگیر ازشون. انجامش بده، ضرر نمی کنی!

تاريخ : جمعه 26 اردیبهشت1393 | 3:37 PM | نویسنده : سمیرا |
آدمایی که مناعت طبع ندارن همون بهتر که تو زندگیم نباشن. جون تو!



تاريخ : دوشنبه 22 اردیبهشت1393 | 10:38 PM | نویسنده : سمیرا |
آقا لطفا برا امتحانام دعا کنید. ستاد دعا برا درسام برپا باشد!

تاريخ : شنبه 20 اردیبهشت1393 | 10:51 AM | نویسنده : سمیرا |
تو هدفهات بالاتر از این آدماست. پس رها باش و به اصل زندگیت برس. از روزمرگی ها فاصله بگیر و انرژیت رو ۸۰-۲۰ تقسیم کن. باشه؟؟؟؟! آفریییییییییییین بر تو :)

تاريخ : شنبه 13 اردیبهشت1393 | 10:40 PM | نویسنده : سمیرا |
فان مع العسر یسرا



تاريخ : جمعه 12 اردیبهشت1393 | 11:14 PM | نویسنده : سمیرا |
دروغگو ها انگار به جهنم نمی روند! فقط آدم رو می شکنند و لذت می برند. متاسفام برای خودم که اینقدر راست ام تو زندگی با آدما. امیدوارم آدمای روراست تو زندگیم بیاند. کسایی که سرشون به تنشون بی ارزه. امشب کمی خسته ام. دعا کن فردا شروع خوبی باشه برای ما.آمیییییییییییییین

تاريخ : جمعه 12 اردیبهشت1393 | 11:4 PM | نویسنده : سمیرا |
دلم میخواست می شنیدم چی میگن آدما تو کله شون، وقتی باهام صحبت می کنند! جون تو :))))))))))

دلمان برای دوستانمون تنگ است. بخصوص پریسا دایی. بی خبر موندم ازش! و خواهرم که بزرگترین یار است مرا. جون تو!



تاريخ : پنجشنبه 11 اردیبهشت1393 | 11:7 PM | نویسنده : سمیرا |
اما یاس هاش خیلی خوبن. همه جا بوی یاس رازقی می ده. اگه یک روزی دانشگاه زدم توش بوته های یاس می کارم فراوان



تاريخ : سه شنبه 2 اردیبهشت1393 | 10:25 AM | نویسنده : سمیرا |
اونهایی که دوستت دارند به دردت نمی خورن. اونی که به دردت می خوره نیست! همه اینجا حاشیه دارند و اهل حاشیه اند. همش باد از همه فاصله بگیری که مبادا درگیر حاشیه نشی. خلاصه همش درگیری و این درگیریاست که تمام انرژیت رو می گیره. اونقد که تمام وجودم درد می کنه.خیلی اغون اند آدماش و هیچکی صادق نیست.خدایا آدمای بیخود رو لطفا از سر راه من بذار کنار و دیگه خارجشون کن تا مجبور نشم باهاشون برخورد کنم.



تاريخ : شنبه 30 فروردین1393 | 9:36 PM | نویسنده : سمیرا |
معلوم نیست اینجا کی خوبه، کی بده. هر کی از راه می رسه ی پیشنهادی میده. آدم می مونه.

تو کار گروهی هم همه عقب می کشن، هیچی نمی دونند می خوان ارائه هم بدن! چی بگم والا!

به تحقیقی برای درس وصایا نیاز است. لطفا سریعا ارسال گردد!

اینترنت خوابگاهم هم درست نشد. این سایتم که تند نیست.



تاريخ : سه شنبه 26 فروردین1393 | 10:5 PM | نویسنده : سمیرا |
یعنی همه تو خوابگاه با لپ تاپشون به اینترنت وصل می شن، فقط مال من هر کاری می کنیم نمی شه!

یعنی همه تو خوابگاه از اتاقشون به اینترنت وصل می شن، العهد اتاق من نمی شه! 

و این یعنی آخرش!



تاريخ : دوشنبه 25 فروردین1393 | 9:44 PM | نویسنده : سمیرا |

" مـــَـــردها " ...
در عین پیچــیدگی ...
در عـــاشقــی روش ساده ای دارند ... .!!

" تــو را بخواهند ...
برایت می جــنگند ... "

"تــو را نخواهند ... .
با تــو می جــنگند ... "



تاريخ : دوشنبه 18 فروردین1393 | 1:54 AM | نویسنده : سمیرا |
az yek seni be baad har kasi be khodesh ejaze mide ke har pishnahadi ro bekone behetun. akhe ja bud motevaled shodm. tu har kari ke vared mishi bayad koli khoshki be kharj bedi ta afrad hesabe kar dasteshun biyad va bedunan ke tu ahle masaeli ke una fekr mikonand nisti. kheyli azyat konandast. vali yek chiziye ke bayad tahamolesh koni chon jaii ke tush motevaled shodi ro nemituni avazesh koni. 

begzarim! khodet chetori?



تاريخ : دوشنبه 18 فروردین1393 | 1:39 AM | نویسنده : سمیرا |
رفتیم برا پروانه مون زنجیر گرفتیم ;) دیگه می تونیم تا همیشه با هم باشیم. ی موجود به موجودات همراه من اضافه شد!!!



تاريخ : جمعه 8 فروردین1393 | 3:12 PM | نویسنده : سمیرا |